تبليغاتX
فیزیک علمی برای کشف قدرت بیکران الهی
وبلاگی جهت بیان و عرضه : پدیده های فیزیکی / کشفیات جدید / مقالات فیزیک / دانشمن




کتابخانه مجازی فیزیک

دانلود رايگان کتاب مبانی علوم فيزيکی با تاکيد بر آزمايش

دانلود رايگان کتاب مرجع فيزيک به زبان ساده

دانلود رايگان کتاب مرجع مقدماتی و مفهومی فيزيک

دانلود رايگان کتاب مرجع فيزيک شامل هزار صفحه ( ۱۷ مگابايتpdf )

دانلود رايگان مجموعه ای شامل شش جلد کتاب فيزيک مقدماتی !

۱.
فيزيک نيوتونی ( سينماتيک ، ديناميک و گرانش )

۲.
قانون های پایستگی

۳. نوسان و موج

۴. الکتريسيته و مغناطيس

۵. نور شناخت ( اپتيک )

۶. فيزيک جديد


 


 




بری ديدن اين کتابها
اينجا را کليک کنيد.

برای ديدن متن کامل کتاب فيزيک ۱ و آزمايشگاه چاپ ۱۳۸۲ اينجا را کليک کنيد.

همچنين برای ديدن متن کامل کتابهای فيزيک پيش دانشگاهی چاپ ۸۲ بر روی آنها کليک کنيد.

فيزيک پيش دانشگاهی رشته رياضی فيزيک

فيزيک پيش دانشگاهی رشته علوم تجربی

نیز برای مطالعه بیشتر این جا را کلیک کنید 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/19ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

 

 

دكتر محمد رضا نوروزي محقق و منجم آماتور يكي از جالب ترين عكاسي هاي بلند مدت از نوسان هاي خورشيد در آسمان را به ثبت رساند.

گر هر روز در یک ساعت معین بتوانید مکان خورشید را روی آسمان ثبت کنید و این کار را تا یک سال کامل انجام دهید متوجه می شوید خورشید شکل عجیب و غریب 8 مانندی را ایجاد می کند. این پدیده مستقیماً به پارامتری به نام معادله ی زمانی (Equation-of-Time) که اختلاف زمان خورشیدی و زمان واقعی است مربوط می شود. اگر در نیمکره شمالی باشید در تابستان این پارامتر مقدار مثبت و در زمستان مقدار منفی دارد. به جز کار جذاب عکاسی از آنالما و تهیه تصاویری مانند زیر می توانید با علامت زدن سایه یک میله کاملاً عمود بر سطح زمین در زمان های یکسان در طول روزها این پدیده و شکل 8 مانند را بدست آورد.

علّت ایجاد آنالما

دو علّت اساسی برای وقوع این پدیده وجود دارد :

1-     زاویه 23.5 درجه بین استوای سماوی و دایره البروج

2-     بیضوی بودن مدار زمین

بررس تاثیر بیضوی بودن مدار

فرض می کنیم استوای سماوی و دایره البروج زاویه 23.5 نداشته باشند و ناظری روی استوای زمین () قرار داشته باشد.

اگر مدار زمین بدور خورشید دایره ای شکل بود سرعت حرکت آن کم و زیاد نمی­شد. ولی حال که مدار زمین بیشی شکل است سرعت آن دی ماه بیشتر از سرعت میانگین و در تیرماه کمتر از سرعت میانگین است.

 

با توجه به شکل فرض کنید زمین A با مداری دایره ای به دور خورشید و زمین B با مداری بیضوی به دور خورشید در گردنش اند و اکنون در ماه دی هستیم. (فیلم شماره 1) پس از 24 ساعت ناظری که روی زمین A قرار گرفته خورشید را درست بالای سر خود می بیند ولی ناظر B خورشید را پایین تر از سمت الراس می بیند.
در نزدیک ترین حالت زمین به خورشید این مقدار 0.3 درجه است طوری که زمین در 8 ثانیه آن را جبران می کند.
اگر این قضیه را برای ناظر B 24 ساعت دیگر هم ادامه دهیم باز موقعیت خورشید مقدار بیشتری به شرق متمایل می شود. و این روند برای مدّتی برای موقعیت خورشید ادامه پیدا می کند. انباشته شدن روزانه 0.3 درجه تا دوم آوریل یعنی زمانی که سرعت گردش زمین با سرعت میانگین یکی می شود ادامه می یابد. در این زمان اختلاف ظهر خورشیدی و واقعی حدوداً 8 دقیقه است. از دوم آوریل (13 فروردین ماه) ‌تا حوالی 3 جولای این روند برعکس می شود. از 3 جولای تا 2 اکتبر خورشید به ماکسیمم میلش به غرب می رسد و دوباره تا دوم ژانویه این روند برعکس می شود.
محاسبه اختلاف زمان واقعی و خورشیدی برای روز N ام سال
فرض کنیم حضیض خورشیدی زمین حوالی 2 ژانویه باشد. ابتدا زاویه ای که خورشید متوسط روزانه به دور زمین طی می کند را اندازه می گیریم :
 

حال با توجه به این که خروج از مرکز زمین e=0.016713 است و N شماره روز (نسبت به اول ژانویه) هست طبق فرمول زیر زاویه مورد نظر را به دست می آوریم (زاویه حرکت روزانه خورشید واقعی) ‌و سپس با توجه به این که زمین هر 24 ساعت 361 درجه به دور خود می چرخد اختلاف زمان (معادله زمان) را بدست می آوریم.

 

حال اگر برای تمام روزهای سال این کار را انجام دهیم می توانیم نمودار زیر را استخراج کنیم.

 

تاثیر کج بودن مدار زمین

فرض کنید :

1-     مدار زمین دایره ای شکل باشد

2-     رصد گر روی استوا زمین قرار دارد.

3-     زاویه بین استوای سماوی و دایره البروج را 40 درجه در نظر بگیرید.

اگر هر روز در یک زمان موقعیت خورشید را ثبت کنیم متوجه می شویم که در زمینه ی ستارگان به تدریج به سمت شرق متمایل می شود. با توجه به انیمیشن این قسمت (تصویر شماره 2) مشخص است اگر در دو روز متوالی در یک زمان به خورشید میانگین توجه کنید متوجه می شوید مکان آن فقط به صورت افقی جابجا می شود.

ولی خورشید واقعی علاوه بر حرکت به سمت شرق یا غرب در راستای شمال یا جنوب (‌وابسته به فصل) هم جابجا می شود.

حال به انیمیشن بعدی توجه کنید (تصویر شماره 3) لازم به ذکر است که مدار زمین دایره ای شکل فرض شده و خورشید دو مدار نشان داده شده با سرعت یکسان حرکت می کنند و در اعتدالین بر یک دیگر منطبق هستند.

 

به تصویر سمت راست که دید از بالای دو مدار است توجه کنید :

وقتی خورشید واقعی و خورشید میانگین به طرف انقلاب تابستانی می روند حوالی ماه مه خورشید واقعی اندکی از خورشید میانگین عقب می افتد و دوباره در انقلاب تابستانی به هم می رسند به بیانی دیگر در ظهر ماه مه انتظار داریم هر دو خورشید را در سمت الراس ببینیم ولی در واقعیت خورشید واقعی اندکی زودتر به سمت الراس می رسد. اما چرا خورشید واقعی عقب می افتد؟

اگر به حالت مدار خورشید واقعی توجه کنید می بینید که کمی قبل از اعتدالین خورشید واقعی به حالت مستقیم به سمت ما می آید و ما نمی توانیم حرکت آن را احساس کنیم و این گونه به نظر می رسد که سرعت حرکتش در این زمان از خورشید میانگین کمتر است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

"محور شيطان" ممكن است ايده گستره كيهاني را تغيير شكل دهد.

مشاهده يك الگوي اسرار آميز در زمينه ريزموج كيهاني (cosmic microwave background) نه تنها باعث شگفتي برخي فيزيكدانان شده بلكه تا حدودي اين زمينه را بعنوان شالوده اصلي تئوري انفجار بزرگ در ميان اين دانشمندان زير سئوال برده است. زمينه ريز موج كيهاني پس تاب ضعيف انفجار بزرگ فرض مي شود.

 

اما ممكن است كه توضيح ساده تري براي اين الگو وجود داشته باشد: كريس ويل (Chris vale) از دانشگاه كاليفرنيا مي گويد" اين الگو ممكن است ناشي از گرانش حاصل از تمركز عظيم كهكشانها در كيهان باشد".

اين الگو كه جاو ماگويجو (João Magueijo)  كيهان شناس كالج سلطنتي لندن آن را "محور شيطان" ناميده در نقشه زمينه ريز موج ويلكينسون ناسا نيز ظاهر مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

 

نخستين ماهواره ايراني كه بامشاركت روسيه ساخته شده‌است امروز پنجشنبه ساعت ‪ ۱۰/۵۲‬دقيقه به وقت مسكو ازپايگاه فضايي "پلستسك" دراستان مورمانسك واقع در شمالغرب روسيه به فضا پرتاب شد.

اين ماهواره كه سينا- ‪ (Z.S.4) ۱‬نام دارد ‪ ۳۵‬دقيقه پس از پرتاب ،از موشك روسي "كاسموس" جدا شد و درمدار زمين قرار گرفت. موشك كاسموس حامل ماهواره ايراني سينا-‪ ۱(‬زد.اس-‪ (۴‬و چند ماهواره روسي انگليسي و چيني از اين پايگاه فضايي پرتاب شد.

سينا-‪ ۱‬نخستين ماهواره ايراني است كه با همكاري روسيه ساخته شده‌است.

فعاليتهاي كاربردي ماهواره در دو محور مخابراتي و تصويربرداري از سطح زمين براي نيازهاي عمومي مي‌باشد.

علاوه بر آن تصويربرداري اين ماهواره مي‌تواند براي فعاليتهايي نظير حوادث غيرمترقبه،كشاورزي ،منابع زميني و ساير نيازهاي عمومي ايران مورد استفاده قرار گيرد.

اين ماهواره مي‌تواند اطلاعاتي را بصورت محدود در باندهاي فركانس وي.اچ.اف و يو.اچ.اف ارسال و دريافت كند.

"ابراهيم محمود زاده" مدير عامل شركت صنايع الكترونيك ايران در گفت و گو با خبرنگار ايرنا اعلام كرد:ماهواره سينا-‪ ۱‬طي قراردادي با انستيتو هواپيمايي روسيه "مايي" و شركت‌هاي روسي "آپتك " و "پاليوت " و با شركت چند گروه از تيم‌هاي تخصصي ايراني از طرف وزارت علوم و نيز انستيتوي نقشه‌برداري و شركت صنايع الكترونيك ايران ساخته شد.

به گفته وي اين ماهواره توانسته است محققين و دانش‌پژوهان ايراني را با يافته‌هاي انديشمندان روس آشنا و از تركيب اين دو تيم كار انجام شده است.

ماهواره سينا-‪ ۱‬سه سال عمر خواهد داشت و در مدار دايره‌اي (خوشيد آهنگ) در ارتفاع ‪ ۷۰۰‬كيلومتري قرار مي‌گيرد.

اين ماهواره مزين به پرچم جمهوري اسلامي ايران با نمايي از نقشه ايران و خليج فارس مي‌باشد كه بر روي بدنه آن ترسيم شده‌است.

سينا -‪ ۱‬با داشتن ‪ ۱۷۰‬كيلوگرم وزن مجهز به دو دوربين مي‌باشد كه مي‌تواند تصويربرداري از سطح زمين براي نيازهاي عمومي با دقت ‪ ۲۵۰‬و ‪ ۵۰‬متر تصوير تهيه كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 
 

 

دانشمنداني كه از تلسكوپ فضائي اسپيتزر ناسا استفاده مي كنند مي گويند موفق به كشف نوري شدند كه ممكن است مربوط به اولين اجرام كيهاني باشد.

دانشمنداني كه از تلسكوپ فضائي اسپيتزر ناسا استفاده مي كنند مي گويند موفق به كشف نوري شدند كه ممكن است مربوط به اولين اجرام كيهاني باشد. در صورت تائيد ، اين رصد تصوير زماني را فراهم مي آورد كه مربوط به بيش از 13 بيليون سال قبل مي باشد ، يعني زمانيكه اخگرها و خاكسترهاي در حال خاموشي انفجار بزرگ جاي خود را به ميليونها سال تاريكي مطلق داده و سپس بعد از آن كيهان بوجود آمد.

ممكن است اين نور مربوط به اولين ستاره ها و يا شايد گاز هائي باشد كه به درون اولين سياهچاله ها فرو رفته اند. گروه علمي مستقر در مركز فضائي Goddard ناسا اين رصد را به نوري كم رنگ از يك شهر دوردست توصيف مي كند كه از درون يك هواپيما در شب ديده مي شود. اين نور بسيار دور و ضعيف مي باشد.دكتر الكساندر كاشلينسكي (Alexander Kashlinsky) ، دانشمند بخش سيستمها و كاربردهاي علمي مي گويد : ما بر اين باوريم كه در حال مشاهده مجموعه اي از نورهاي متعلق به اولين اجرام بوجود آمده در كيهان هستيم. اين اجرام در همان دوران اوليه زمان ناپديد شده اند ولي نور آنها هنوز عرصه كيهان را در مي نورد.فرضيه دانشمندان بر اين است كه فضا ، زمان و ماده حدود 13.7 بيليون سال پيش و از انفجار بزرگ منشاء گرفته است. دويست ميليون سال بعد از اين انفجار دوران اولين نورستاره اي پديد آمد.نظريه پردازان مي گويند احتمالا اولين ستاره ها بيش از صد برابر بزرگ تر از خورشيد و بسيار داغ ، درخشان و كم عمر بوده اند و سوختن آنها فقط چند ميليون سال طول مي كشيد.

دكتر جان ماتر (John Mather) ، دانشمند ارشد پروژه از بخش تلسكوپ فضائي Webb مي گويد " اين رصد عميق مملو از ستاره ها و كهكشانهائي بود كه آشنا بنظر مي رسند. ما تمام اجرامي كه با آن آشنا بوديم- ستاره ها و كهكشانهاي دور و نزديك- را حذف كرديم و در نتيجه به تصويري از آسمان رسيديم كه در آن ستاره و يا كهكشاني وجود نداشت ، اما هنوز نور كم رنگ فرو سرخ بهمراه لكه هاي بسيار بزرگ در تصوير ديده مي شد كه به اعتقاد ما پس تابش اولين ستاره ها مي باشند.اين كشف جديد با رصد هاي دهه نود ماهواره كاوشگر پس زمينه كيهاني ناسا (NASA Cosmic Background Explorer) مطابقت دارد. كاوشگر فوق پس زمينه فروسرخي را رصد كرد كه مربوط به هيچ ستاره شناخته شده اي نيست.

كشف اخير اسپيتزر رصد هاي كاوشگر ريز موج Wilkinson ناسا از سال 2003 كه تولد اولين ستاره ها را 200 تا 400 ميليون سال پس از انفجار بزرگ تخمين مي زند را نيز تائيد مي كند.دكتر هاروي موسلي (Harvey Moseley) دانشمند ابزار دقيق اسپيتزر مي گويد: اين اندازه گيريهاي دشوار عملكرد ابزار دقيق ماهواره را به حدودي رسانده كه در طراحي آنها در نظر گرفته نشده بود.اختلالات صوتي پائين و شفافيت بالاي دوربينهاي فروسرخ اسپيتزر اين توانائي را به گروه داده تا مه آلودگي كهكشانهاي پيش نما را حذف كرده تا سيگنال انباشته شده از اولين نور در مقياسهاي زاويه دار بزرگ نمايان شد.اين تيم متذكر شد كه ماموريتهاي آينده مانند تلسكوپ فضائي Webb اولين دسته هاي مجزاي اين ستاره ها و يا ستارهاي درحال انفجار كه ممكن است اولين سياهچاله ها را بوجود آوردند را شناسائي خواهند كرد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

 

يك ستاره نوتروني در ناحيه اي از فضا كشف شده كه يك سياهچاله در آنجا انتظار مي رفت.

بر اساس نتايج اخير رصد خانه پرتو ايكس چاندرا ، يك ستاره پرجرم پس از فروريختن بر خلاف انتظار به جاي تبديل شدن به يك سياهچاله ، ستاره اي نوتروني را بوجود آورد. دانشمندان اين ستاره كه گلوله اي چرخان نوتروني به قطر 12 مايل است را در يك خوشه ستاره اي بسيار جوان كشف كرده اند. اخترشناسان با از استفاده از خواص تعيين شده ستاره هاي ديگر اين خوشه به اين نتيجه رسيدند كه سرچشمه آن ستاره اي با جرم 40 برابر جرم خورشيد بوده است.مايكل مونو (Michael Muno) از دانشگاه كاليفورنيا مي گويد" اين كشف نشان مي دهد كه بر خلاف پيش بيني ، بعضي از پرجرم ترين ستاره ها بعد از رمبش به جاي بوجود آوردن سياهچاله ها باعث شكل گيري ستاره هاي نوترني مي شوند.



زمانيكه ستاره هاي پرجرم به جاي سياه چاله ها باعث زايش ستاره هاي نوتروني مي شوند ، تاثير بيشتري بر تركيب ستاره هاي نسل آينده خواهند داشت. وقتي اين ستاره فروريخته و ستاره نوترني را بوجود مي آورد ، بيش از 95 درصد جرم آن كه عمدتا مواد سرشار از فلزات موجود در هسته است به فضاي اطراف آن بر مي گردد.سيمون كلارك (J. Simon Clark) از دانشگاه Open انگلستان مي گويد" اين بدان معني است كه مقادير بسيار زيادي از عناصر سنگين دوباره به گردش در آورده مي شوند كه در نهايت مي تواند باعث بوجود آمدن ستاره ها و سيارات ديگر شوند". اختر شناسان دقيقا نمي دانند كه بزرگي يك ستاره بايد چقدر باشد تا به جاي يك ستاره نوتروني يك سياهچاله را بوجود بياورد. مطمئن ترين روش براي تخمين جرم ستاره مادر اين است كه نشان داد ستاره نوتروني يا سياهچاله عضوي از يك خوشه ستاره اي هستند كه تقريبا همگي از عمر يكسان برخوردار مي باشند. به دليل اينكه ستاره هاي پرجرم سريعتر از ستاره هاي كم جرم تر تكامل مي بابند ، جرم يك ستاره در صورتيكه مرحله تكاملي آن شناخته شود قابل تخمين است. ستاره هاي نوترني و سياهچاله ها مراحل پاياني چرخه تكاملي يك ستاره هستند و بنابراين ستاره هاي مادر مي بايد در ميان پرجرم ترين ستاره هاي خوشه باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

 

اختر شناسان روش تازه اي براي مطالعه ابرهاي تاريك گاز و غبار در فضا كشف كرده اند و بدين ترتيب زواياي روشنتري براي شناخت شرايط اسرارآميز تولد ستاره ها ايجاد كرده اند.

ستاره ها از متراكم شدن ابرهاي عظيم گاز و غبار شناور در فضا بوجود مي آيند. اما مطالعه اين "زهدانهاي" ستاره هاي مشكل است زيرا به ندرت در مقياس طول موجهاي نوري قابل روئيت مي شوند. همچنين روشهاي ديگر براي مطالعه ساختار آنها خيلي دقيق نيست. براي مثال روشي كه مقدار غبار موجود در اين زهدانها را با توجه به ميزان قرمزي ستاره هاي پشت آنها برآورد مي كند.اكنون ، دو محقق از مركز اختر فيزيك Smithsonian هاروارد ساختار اين ابرها را 50 برابر واضح تر از تكنيكهاي قبلي تصويربرداري كرده اند.
اين كشف بطور اتفاقي و زماني صورت گرفت كه آنها با استفاده از يك تلسكوپ 3.5 متري در كشور اسپانيا در حال تصويربرداري فروقرمز و كنترل نور چهار ساعته از ابرهاي مولكولي بودند.
فاستر (Foster) و همكاري وي آليسا گودمن (Alyssa Goodman) اين گسيل فروسرخ را "ابر تابش" (cloudshine) ناميده و معتقدند كه منشاء آن نور ضعيف و فروسرخي است كه ابرها از ستاره هاي اطراف پراكنده مي كنند. شكل و غلظت: ابر تابش ترسيم كننده شكل و غلظت ابرها است زيرا رنگ آن به حجم و مقدار غباري بستگي دارد كه از روي آن منعكس شده است. طول موجهاي كوتاه تر از لبه ابرها متفرق مي شوند در حاليكه طول موجهاي بلند تر به نواحي مركزي ابرها راه يافته و سپس از روي ذرات غبار موجود در آنجا منعكس مي شوند. اين تصاوير به محققين كمك مي كند تا به درك دقيقي از عامل بوجود آورنده تولد ستاره ها دست يابند. فاستر به New Scientist مي گويد" ما به شناخت فرايندهاي فيزيكي مهمي كه شكل ابرهاي مولكولي را تعيين مي كنند و چگونگي شكل گيري ستاره ها از اين ابرها علاقه داريم". وي اضافه مي كند" تنها يك راه براي انجام اين كار وجود دارد: يافتن روشي براي مطالعه ساختار چگالي ابرهاي واقعي و مقايسه آن با شبيه سازي ها با نظر داشتن پديده هائي مانند ميدانهاي مغناطيسي". نتايج اين مطالعه جهت انتشار در گزارشات مجله اختر فيزيك (Astrophysical Journal Letters) ارسال شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

باستان شناسان لهستاني عقيده دارند كه قبر نيكولاس كوپرنيك اختر شناس قرن 16 و استدلالگر ايده منظومه شمسي در يك كليسا در لهستان پيدا شد. اين خبر روز پنج شنبه توسط يكي از اين دانشمندان اعلام شد.

وي كه در سال 1543 در سن 70 سالگي درگذشت اين عقيده باستاني كه خورشيد به دور زمين مي چرخد را به چالش كشاند. جسد وي در كليساي جامع كاتوليت در شهر Frombork در 180 مايلي شمال ورشو دفن شد. جرزي گاسوسكي (Jerzy Gassowski) سرپرست يك موسسه باستان شناسي و انسان شناسي در پولتسوك (Pultusk) لهستان مي گويد كه گروه چهار نفره وي در ماه آگوست (مرداد) پس از يكسال تحقيق در مورد قبرهاي زير كف كليسا توانسته جمجمه اي كه ظاهرا متعلق به اختر شناس و روحاني لهستاني است را پيدا كند.

گاسووسكي پس از اعلام اين خبر در جلسه اي با حضور دانشمندان ، طي يك مكالمه تلفني با خبرگزاري آسوشيتد پرس گفت" ما تقريبا 100 درصد مطمئن مي باشيم كه جمجمه متعلق به كوپرنيك مي باشد". وي اضافه كرد كه متخصصين شناسائي جسد با استفاده از اين جمجمه چهره اي را بازسازي كرده اند كه به خصوصيات ظاهري كوپرنيك- شامل بيني شكسته و اثر زخم بالاي چشم چپ- در تابلوي نقاشي شده از صورت وي بسيار شباهت دارد. متخصصين همچنين مشخص كردند كه جمجمه متعلق به مردي است كه حدود سن 70 سالگي فوت كرده است. گاسووسكي مي گويد" قبر در وضعيت بسيار بدي بوده و تمامي بقايا يافت نشد". وي اضافه مي كند كه گروه تلاش خواهد كرد تا خويشاوندان كوپرنيك را پيدا كند تا با استفاده از آزمايش DNA شناسائي دقيقتري صورت گيرد. 
 

منبع خبر : Space.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/08/18ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 
در راستای نامگذاری سال 2005 به نام سال جهانی فیزیک دانشگاه پیام نور شیراز اقدام به برگزاری همایش بزرگ و کشوری فیزیک با نام پیام فیزیک نموده لذا علاقه مندان می تواند جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت همایش مراجعه کنند
http://mop.spnu.ac.ir
در ضمن یادآور می شوم که  این همایش تنها همایش جنوب کشور بوده و با توجه به آثار ارسالی از سطح بالایی برخوردار است
در صورت داشتن هر گونه سوال با ایمیل زیر تماس حاصل فرمایید
شما میتوانیید در مورد هر زمینه ای حتی عکس های فیزیکی عکس یا مقاله ارائه دهید .
مهلت ارسال تا 25 ابان میباشد
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/17ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

 

 شگفتی از فرای فضا - ارتباط هوشمندانه با اساس زندگی

 در اینجا نمونه ای از انرژی نقطه صفردر اندازه ی یک فنجان در خارج از جو زمین نشان داده شده است. بطور ساده انرژی نقطه ی صفر هنگامی ایجاد می شود که فضا از تمام ماده و تشعشعات تخلیه شود.   این انرژی  شدید و فناناپذیر الکترمغناطیسی است

روی این مفهوم بنا شده که اگر ماده تا درجه ی صفر مطلق ( 273-)  ZPE این نمونه از انرژی نقطه صفردرجه ی کلوین سرد شود، این انرژی باقی خواهد ماند. زیرا این انرژی در خلاء وجود دارد

 انرژی نقطه صفر از دیدگاه سی. پی. اچ

 فضا-زمان چگونه انرژی تولید می کند؟

یک کوانتوم انرژی از تعداد زیادی سی. پی. اچ. تشکیل می شود. سی. پی. اچ. ها روی یکدیگر کار انجام می دهند و انرژی تولید می کنند. البته این رویداد هنگامی رخ می دهد که چگالی گرانش بالا است.

با توجه به اندازه ی فوتون گاما می توانیم چگالی سی. پی. اچ. را در ساختمان فوتون به دست آورد. قطر یک الکترون تقریباً بربر 18- ^ 10 متر است. یک فوتون گاما در تولید زوج، یک الکترون و یک پوزیترون تولید می کند. فرض کنیم حجم یک فوتون گاما تقریباً دو برابر حجم الکترون باشد.

فرض کنیم چگالی سی. پی. اچ. در ساختمان فوتون به صورت زیر باشد.

 De(cph)=n per m^3

 فضا از گراویتون انباشته است. گراویتون ها روی یکدیگر کنش دارند. آنها یکدیگر را جذب می کنند و امواج الکترومغناطیسی تولید می کنند. هنگامی گراویتون ها به انرژی تبدیل می شوند که چگالی آنها به مقدار زیر برسد:

 De(cph)=n per m^3

 بنابراین انتگرال روی فضا از چگالی صفر تا چگالی فوتون، روند تولید انرژی الکترومغناطیسی توسط گرانش است.

 Integration of gravitons is a projection to production electromagnetic energy

 به عبارت ديگر  نیرو به انرژی تبدیل می شود و انرژی قابل تبدیل به نیرو است.

راستی نظر یادتون نره !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/12ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 
بار ديگر پخش تلويزيوني تصاوير فرود مريخ‌پيما بر سطح اين سياره، بينندگان تلويزيوني را با كهكشان‌ها پيوند داد.

اما اين تصاوير، پرسشي قديمي‌را در اذهان كارشناسان زنده كرد؛ ابهامي‌درباره يك نمايش تلويزيوني مشابه در 37 سال پيش!

كساني كه در آغاز سال 2004 ميلادي، صحنه‌هاي فرود فضاپيماي مدرن آمريكايي را مشاهده مي‌كردند، از خود پرسيدند، چگونه اين سفينه كه از تكنولوژي فوق پيشرفته قرن 21 بهره مي‌برد، قادر به فرود عادي در سطح مريخ نيست و با كمك كيسه‌هاي باد جانبي، مانند يك توپ پلاستيكي به سطح اين كره برخورد مي‌كند و تازه پس از فرود هم قادر به بازگشت به زمين نبوده و عملا مانند دهها فضاپيماي ديگر ساخته دست بشر، جنبه يك بار مصرف پيدا كرده و در كهكشان‌ها رها مي‌شود؟!

اما 4 دهه پيش، فضاپيماي «آپولو11» به راحتي در سطح ماه فرود آمد. حال جاي سؤال است كه اگر آن روز تكنولوژي بردن انسان به سطح ماه وجود داشت، چرا امروز پرزيدنت بوش در ايده‌هاي بلندپروازانه خود از امكان سفر به ماه در سال 2020 ميلادي سخن مي‌گويد؟

«بازتاب» در بخش ديگري از گزارش خود، درباره «واقعي بودن سفر انسان به كره ماه» ـ به لحاظ فني ـ امكان اين سفر را مورد ارزيابي قرار داده و با توجه به يافته‌هاي علمي، دلايل ناممكن بودن اين سفر را بررسي مي‌كند.

آيا سفر به ماه با حقايق كمربند «ون آلن» همخواني دارد؟ در ادامه دلايل رد سفر فضانوردان آمريكايي به كره ماه، به بررسي مهمترين عامل عدم امكان سفر به ماه يعني تابش اشعه خورشيد و اشعه‌هاي كيهاني و همچنين سپر زمين در برابر اين اشعه‌ها و چگونگي به دام افتادن اين ذرات در خارج از جو زمين خواهيم پرداخت و پس از آن به بررسي اين نكته مي‌پردازيم كه آيا امكان سفر انسان بدون سپرهاي محافظ به اين مناطق وجود دارد ياخير.

ميدان مغناطيسي محافظ كه مانند سپري زمين را در مقابل اشعه‌هاي كيهاني كه از سه منشاء عمده خورشيد، سيارات و ستارگان ديگر، ناشي مي‌شود Magnetosphere نام دارد.

اين ميدان مغناطيسي پنهان زمين شبيه ستاره دنباله‌داري است كه يك دم آن ميليونها مايل در پشت زمين در مقابل اشعه خورشيد كشيده شده است.

كمربند «ون آلن» كه در سال 1958 توسط دانشمند امريكايي جيمز ون آلن كشف شد، بوسيله ابري نامرئي از ذرات الكتريكي زمين را محاصره كرده است. دانشمندان اين كمربند را كه مثل يك تله ذرات الكتريكي را در خود نگه مي‌دارد، منطقه تابش ون آلن مي‌نامند. دانشمندان زماني به وجود اين ذرات پي بردند كه درون سفينه‌ها تجهيزات آشكار سازي اين ذرات را بكار بردند.

كمربند ون آلن از دو لايه بيروني و دروني ساخته شده است؛ لايه دروني آن كه در شكل (1) به رنگ قرمز مشخص است، بين 1000 تا 5000 كيلومتر ضخامت دارد و شامل پروتون‌هايي با انرژي 100 ميليون ولت و الكترونهايي با انرژي 1 تا 3 ميليون ولت مي‌باشد.

لايه بيروني كه در شكل (1) به رنگ آبي مشخص شده، داراي ضخامتي بين 16000 تا 24000 كيلومتر كه عمده آن محيط شامل الكترون داراي انرژي حدود 5 تا 20 ميليون ولت مي‌باشد و اين موضوع براي دانشمندان بسيار مشكل است كه تشخيص دهند، اين الكترون‌ها از كدام منبع وارد اين دو منطقه از كمربند ون آلن شده است.

محيط تابشي نزديك زمين به دو قسمت تقسيم مي‌شود:

ـ ذراتي كه در دام كمربند ون آلن گرفتار مي‌شوند.

ـ ذراتي كه در محيط موقتي قرار مي‌گيرند. اين محيط شامل اشعه‌هاي كيهاني كهكشان راه شيري و كهكشان‌هاي ديگر همچنين شعله‌هاي خورشيدي است.

اشعه‌هاي كيهاني داراي جريان سطح پايين با انرژيهاي بيش از Tev مي‌باشد كه شامل كليه يونهاي عناصر جدول تناوبي است.

مدار مكملي

شكل روبرو فقط 10% از مدارش در داخل كمربند قرار دارد، به عنوان مثال 000/40 كيلومتر كه جريان الكترونها در آن كوچكتر از KEV 500، در داخل كمربند به دام مي‌افتند و همچنين جريان پروتون‌هاي كمتر ازMEV 10 كه اغلب از اشعه‌هاي خورشيدي مي‌آيند، در لايه دروني به دام مي‌افتند.

انفجارهاي خورشيدي

انفجارهاي خورشيدي و ذرات انرژيك پروتون، ذرات آلفا، يون‌هاي سنگين و الكترون توليد مي‌كنند. تمامي ‌اين ذرات، غير هم‌جهت و ايزوتروپيك بوده و همچنين شامل پلاسماي الكترونها و پروتون‌ها با جريانهاي بيش از 1012 cm2/sec هستند و نيز در منطقه به دام افتادن ذرات، پلاسما با جريان كم انرژي Mev 1/20 از تركيب ذرات شارژ شده مي‌باشد. در منطقه خارجي مگناتوسفر و فضاي بين سياره اي ذرات پلاسما بوسيله بادهاي خورشيدي همراهي مي‌شود. پلاسما بوسيله لايه نازكي از مواد متوقف مي‌شوند، بنابراين براي تجهيزات الكترونيكي سفينه‌هاي فضايي خطري در پيش روي ندارد، اما به جدار سطحي سفينه‌هاي فضايي و همچنين به سيستم شارژ و دشارژ آنها صدمه وارد مي‌آورد.

پروتون‌ها و الكترونهاي در دام افتاده

ذرات در دام افتاده به شكل قابل ملاحظه‌اي موجب صدمه به سيستم‌هاي سفينه‌هاي فضايي مي‌شوند و با توجه به مدار زمين و شرايط لايه مگناتوسفر و فعاليتهاي خورشيدي، هم پروتون‌ها و هم الكترون‌ها، خطرات يونيزاسيون را ايجاد مي‌نمايند. براي بعضي قسمتهاي الكترونيكي، تعدادي از ذرات پروتون‌ها خطرناك‌اند.

پروتون‌ها به صورت اوليه داراي مشكلاتي مي‌باشند و با توجه به انرژي بالاي آنها و قدرت نفوذشان در مواد و بنابر آنچه در بالا گفته شد، الكترونهاي با انرژي كم، باعث دشارژ الكتروني شده كه اين براي سفينه‌ها در مدارهاي بالاي زمين (به عنوان مثال لايه ژئواستاشنري) جايي كه در معرض تعداد زيادتر از تراكم الكترون‌ها مي‌باشد، انرژيهاي بالاي الكترونها توانايي نفوذ در سفينه‌ها را دارد و در اجسام عايق جمع و دشارژ شده و باعث صدمه الكتروني مي‌گردد.

يون‌هاي سنگين و اشعه‌هاي كيهاني

اندازه جريانهاي اشعه‌هاي كيهاني (GCRS ) به مقياس كمتري نسبت به ذرات در دام افتاده، داراي جريان الكتريكي هستند اما آنها براي سفينه‌هاي فضايي مخاطره‌آميز مي‌باشند و مقدار انرژي زياد آنها باعث مي‌شود كه قدرت نفوذ اين ذرات به حد بي اندازه اي زياد باشد. همچنين آنها يك حد بسيار بالا از جريان خطي انتقال انرژي (LET) در خود دارند. اين ذرات (LET) در مراحل اوليه به فشردگي مواد بستگي دارد. حفاظت و ظرفيت مواد، عامل موثري در اين زمينه است. مدارهايي از زمين كه در آن لايه مگناتوسفر ضخامت كمي‌دارد و حفاظت كمي ‌به عمل مي‌آورد اين تاثير اشعه كيهاني به مقدار بسيار بالايي مي‌باشد.

كل مقدار اشعه به دام افتاده در سيليكون تنها Rads/Year 10 مي‌باشد و آن وقتي است كه اشعه كيهاني در بالاترين حد تابش خود قرار دارد. اگرچه وقتي مقدار اشعه كيهاني به مقدار آن در يك سيستم بيولوژيكي انساني تبديل گردد، صدمات عظيمي‌ به انسان وارد مي‌آورد. اين موضوع حتي براي مدارهاي پاييني مين هم داراي مصداق مي‌باشد؛ جايي كه تاثير اشعه كيهاني بسيار زياد است. شكل (2) منطقه اشعه‌هاي كيهاني در خارج از كمربند ون آلن را نشان مي‌دهد. ( بيرون مدار مكمل )

ذرات خورشيدي

اين ذرات هم براي طراحان سفينه‌هاي فضايي مهم مي‌باشند. در حقيقت براي سفينه‌هايي كه در فضا در مدار زمين حركت مي‌كنند و هيچ مكانيسمي‌ براي پيش‌بيني اينكه اين ذرات چه موقع در فضا پخش مي‌شوند وجود ندارد و اخطارها زمان كوتاهي دارند كه نمي‌توان آنها را مهم جلوه داد. پروتون‌هاي ذرات خورشيدي، هم تأثيرات يونيزاسيون دارند و هم تاثيرات غير يونيزه. اين ذرات خورشيدي تاثيرات زيادي برروي سلولهاي نوري فضاپيما مي‌گذارند و پروتون‌هاي آنها در كليه لايه‌هاي بين ستاره اي و همچنين لايه‌هاي ژئو استاشنري وجود دارند.

فاصله كره ماه از زمين

فاصله كره ماه از زمين كه با اشعه ليزر از روي زمين گرفته شده، 000/370 كيلومتر مي‌باشد حال آنكه ضخامت كمربند ون آلن نهايتاً 000/40 كيلومتر است و كره ماه از كمربند محافظتي بيرون بوده و فضانوردان در آنجا مستقيماً در معرض GAMMA RAY و اشعه‌هاي طيف الكترومغناطيسي قرار مي‌گيرند.

مدار گردش ماهواره‌ها

مدار گردش ماهواره‌ها به دور زمين عمدتاً در فاصله 700كيلومتري زمين قرار دارند و ايستگاه‌هاي فضايي بين‌المللي و قبل از آن، ايستگاه اسكاي لب و مير همه در مدار 650 كيلومتري زمين قرار داشته و در حقيقت آنها در لايه دروني كمربند ون آلن مي‌توانند به آنجا پرواز نموده و اقدام به تعمير آنها نمايند مانند تلسكوپ ‌هابل.

اما ماهواره‌هايي كه در مدار03600 كيلومتري و در لايه بيروني كمربند ون آلن قرار دارند؛ فضانوردان به دليل عدم حفاظت كافي مدار بيروني ون آلن قادر نيستند به آنجا سفر كنند. به عنوان مثال تلسكوپ چاندرا ـ كه به نام دانشمند هندي چاندرا نامگذاري شده ـ و در مدار 37000 كيلومتري زمين قرار دارد كه هيچ فضانوردي براي تعمير آن نمي‌تواند به آن منطقه پرواز نمايد.

شما شايد شنيده‌ايد كه گريز از مدار زمين، مستلزم سرعتي حدود 7 مايل در ثانيه معادل 2/11 كيلومتر در ثانيه است. با وجود چنين سرعتي، يك ساعت وقت نياز است تا از قسمت اصلي مناطق كمربندي با ارتفاع تقريبا 38 هزار كيلومتري خارج شويم. به هر حال اين مورد مقداري پيچيده‌تر از آن است زيرا به محض اينكه موتور راكت سوخت خود را متوقف مي‌كند، سفينه فضايي فورا بر اثر جاذبه زمين شروع به پايين آمدن تدريجي مي‌كند. سفينه فضايي در ارتفاع 38 هزار كيلومتري واقعا فقط 6/4 كيلومتر در ثانيه حركت مي‌كند و نه 2/11 كيلومتر. اگر ما يك ميانگين ژئومتريك از اين دو مسافت تهيه كنيم كه 2/7 كيلومتر در ثانيه است، زياد هم مسافت دوري نيست و آنگاه 5/1 ساعت وقت نياز خواهد بود تا از 38 هزار كيلومتر فراتر رود.

بررسي الكترون‌ها، داده الكترون AE8 جرياني جزيي، بيش از 7=E مگاوات در هر ارتفاعي را نشان مي‌دهد (1 الكترون بر سانتي‌متر مربع در ثانيه). پيچيدگي‌هاي پروتن AP8 نشان مي‌دهد جريان‌هاي اوج بيرون از سفينه فضايي حدود 20 هزار پروتون بر سانتي‌متر مربع در ثانيه، بيش از 100 مگاوات در يك منطقه حدود 7/1 شعاع زمين هستند اما به علت باريك بودن منطقه عبور از آن فقط 5 دقيقه وقت نياز دارد. با وجود اين به نظر مي‌رسد اين مورد خطر اصلي باشد.

به نظر مي‌رسد اين اعداد به طور كلي با انواع rem صفر كه ما به ياد مي‌آوريم هماهنگ باشد. اگر هر گرم از بدن يك فرد 600 هزار پروتون با 100 مگاوات انرژي جذب كند با توقف كامل آنها، نوع اجزا حدود msv50 خواهد بود.

در نظر داشتن قطر 10 سانتي‌متري براي يك فرد و عدم حمايت‌سازي توسط سفينه فضايي، نوعي از تماس به ميزان msv50 در 300 ثانيه با توجه به پروتون‌ها در فشرده‌ترين بخش مدار را مطرح مي‌كند.

به عنوان مقايسه مي‌توان گفت، ايالات متحده اعلام كرد كه ميزان آسيب‌پذيري افرادي كه با پرتون‌ها در ارتباط هستند، msv50 در سال است و خطر توليد سرطان را به همراه دارد و ميزان مزبور در انگليس 15msv است. دقيقا آسيب‌پذيري كلي بدن كه طي 30 روز مرگبار خواهد بود در 50 درصد موارد معاينه نشده، حدود 5/2 تا 3 مورد خاكستري و 250 تا 300 مورد Rad است. در چنين شرايطي 1 rad معادل يك ram است، لذا اثر چنين نوعي در نهايت براي ايجاد بيماري قابل ملاحظه در ستاره‌شناسان كافي نخواهد بود. آسيب‌پذيري سطح پايين مي‌تواند احتمالا موجب سرطان در بلندمدت شود و ما دقيقا نمي‌دانيم كه چه موارد عجيبي به دنبال خواهد داشت، اما ما معتقديم از هر هزار ستاره‌شناس فقط يك نفر احتمالا بعد از چند سال از سفرش به چنين وضعي مبتلا مي‌شود البته با 9 سفر و مجموعه 27 نفره‌شان (به استثناي چند نفر از جمله Jim Lovell كه بيش از يك بار سفر نموده). احتمالا شما انتظار داريد 5 يا 10 مورد سرطان وجود داشته باشد حتي بدون هيچ‌گونه آسيب‌پذيري، لذا نمي‌توان تشخيص داد كه كدام مورد از اين بيماري‌ها معلول سفرها بوده‌اند.

وقتي مناطق كمربندي Van Allen در سال 1958 كشف شدند، اشعه‌هاي فضايي به عنوان يكي از مشكلات منحصر به فرد از پرواز فضايي انسان مورد توجه عموم قرار گرفتند. تقريبا در همان زمان، محققان شروع به شناخت و درك اين مطلب كردند كه ناآرامي‌ها و تلاطم‌هاي متعدد جوي و خورشيدي كه طي ساليان بسيار مشاهده شده بودند، جنبه‌هايي از يك پديده بزرگتر بودند كه حادثه پراكندگي اشعه‌هاي خورشيدي بود. هرچند برآوردهاي محافظه‌كارانه اوليه نشان داده كه خطر اشعه‌هاي فضايي، يكي از مشكلات مهندسي كمتر است كه بايد جهت طراحي سفينه فضايي و برنامه‌ريزي براي مأموريت فضايي بر آن غلبه كرد. نقشه‌هاي جريان‌هاي مناطق كمربندي Van Allen در دسترس قرار دارند و حادثه‌هاي پراكندگي شعله‌هاي خورشيدي تحت تحليل‌هاي آماري فشرده قرار گرفته و فنون محاسبه انواع اشعه‌هايي كه ساختارهاي پيچيده سفينه‌هاي فضايي با آنها مواجه خواهند بود گسترش يافته‌اند. انواع اشعه‌هاي موجود در منطقه كمربندي Van Allen مي‌توانند با استفاده از مدارهاي با ارتفاع كم يا حركت سريع در مناطق كمربندي كوچك نگه داشته شوند. فقط حوادث پراكندگي شعله‌هاي خورشيدي بسيار بزرگ (كه خيلي نادر هستند) مي‌توانند براي يك سفينه فضايي كه از حمايت مدرن برخوردار است خطرساز باشند. همچنين اشعه‌هاي رده پايين‌تر براي چنين سفينه فضايي مهم نيستند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 

مقدمه:

     انفجار یک میدان مغناطیسی بسیار نیرومند می تواند در کسری از ثانیه آنچنان قدرت الکتریکی بالایی را در کلیه مواد هادی پیرامون خود القا نماید که به راحتی تمام آنها را مختل نموده و از کار بیاندازد,هر چند این میدان مغناطیسی بر روی جسم انسان به عنوان یک هادی الکتریکی نیز موثر می باشد, ولی این تاثیر بسیار محدود و منطقی بوده و بدن جز در موارد خاص قدرت مقاومت در برابر آن دارد.

     در جنگ افزار های نسل الکترونیک,استفاده از صلاح مغناطیسی و امواج الکترومغناطیسی جایگاه ویژه ای داشته و مورد توجه سازندگان این قبیل سلاحها بوده است.  

E-Bomb چیست؟

     e-bomb یا بمب الکترومغناطیسی Electromagenetic Bomb در واقع چیزی نیست جز یک شار مغناطیسی فوق العاده نیرومند که با گسیل امواج پر قدرت SHF سوپر فرکانس های با طول موج بالاتر از ده گیگاهرتز موسوم به امواج میکروویو پر قدرت High Power microwave (HPM)می تواند هر گونه دستگاه الکتریکی یا الکترونیکی محدوده عمل خود را در یک باند فوق گسترده Ultra Wideband (UWB) فلج نماید.روزی را تصور کنید که در یک شهر معمولی و در یک زمان,تمام دستگاه های الکتریکی و الکترونیکی روشن و در حال کار ناگهان سوخته واز کار بیفتد و تمام دستگاه های خاموش نیز در آن واحد روشن شده و پس از چند لحظه آنها نیز بسوزند,در چنین شهری پس از انفجار E-Bomb بر فراز شهر,در کسری از ثانیه یک یا دو میلیارد وات انرژی الکتریکی کلیه سیستم های مخابراتی و رادیویی و تلویزیونی را از کار می اندازد,برق شهر قطع می گردد,مدار همه رایانه ها می سوزد,تمام باطری ها و خازن ها منفجر می شوند,لامپ تصویر همه تلویزیون ها و مانیتور ها خاموش یا روشن نورانی شده و می سوزد, همه موتورهای الکتریکی با آخرین دور ممکن چرخیده و از کار می افتد سیستمهای برقی اتومبیل مختل شده وهمه از کار می افتد م ناگهان شهر در قهقرا فرو می رود,سیستمهای گرمایش وسرمایش پمپهای آب و حتی ساعتهای مچی نیز از کار می افتند.شهر بدون الکتریسیته,موتور,باطری,مخابرات و حرکت کاملا فلج می شود وهمه این اتفاقات با سرعت نور یعنی کسری از ثانیه پس از انفجار یک بمب الکترومغناطیسی در حوزه مغناطیسی آن اتفاق می افتد,با این حال می توان سلاح مغناطیسی را یک اسلحه انسانی نیز به حساب آورد چرا که به ساختمان ها وانسان ها کمترین آسیب را نمی رساند.

     E-Bomb چگونه عمل می کند؟

     e-bomb به سال 1945 بر می گردد,فیزیکدانی به نام آرتور.اچ کمپتون روی جریان خروج الکترونها از اتم مطالعه می کرد که امروز به اثر کمپتون معروف می باشد,بعدها اثر کمپتون در قالب تانکهای الکترومغناطیسی Electromangeticpulse (EMP)به طراحی اسلحه الکترومغناطیسی انجامید.

     هر چند مدار تانک LC بمب قابلیت تولید فرکانس در محدوده های مختلف را داراست,لیکن نیاز به یک مدار طبقه تقویت نیز دارد تا قدرت فرستندگی آن افزایش یابد,لذا باید سر راه آن از یک تقویت کننده ترانزیستوری قدرت نیز بهره جست که باز بسته به وات خروجی ترانزیستور طبقه تقویت قدرت فرستنده افزایش می یابد.

     قدرت یک فرستنده بستگی به وات خروجی آن دارد,معمولا فرستنده های 5 وات یا بالاتر از آن فرستنده های نیرومند به حساب می آیند به نحوی که اگر انسان در کنار آنها قرار گیرد برای سلامتی وی مضر خواهد بود,حال آنکه می توان با افزایش طبقات آن ,قدرت فرستندگی امواج را بسیار بالا برد.اما این تنها بخش الکترومغناطیس بمب الکتریکی می باشد,در حالی که این بمب مثل هر بمب دیگری واجد بخش انفجاری نیز می باشد.این قسمت,یک بمب کاملا کلاسیک وعادی می باشد.در واقع بخش بمب e-bomb یک لوله توخالی رسانا است که حکم هسته سیم پیچ e-bomb را نیز دارد ودر داخل این هسته مواد منفجره و جاشنی الکتریکی قرار دارد که درست در لحظه انفجار بمب مدار الکتریکی نیز بکار می افتد و میدان مغناطیسی حاصل از کارکرد مدار الکترونیکی در یک میدان انفجاری قرار گرفته و انفجار میدان الکترومغناطیسی رخ می دهد.هم زمانی انفجار بمب وبه کار افتادن مدار نوسان ساز بسیار مهم می باشد.

     زیرا آنچه موجب تقویت امواج الکترومغناطیسی باورنکردنی و ارسال امواج الکترومغناطیسی در همه جهات می گردد,وقوع انفجار در مرکز میدان مغناطیسی می باشد.همچنین از نکات دیگر حائز اهمیت در e-bomb جهت سیم پیچ است که با عنایت با قانون دست راست فلمینگ می توان جهت شار مغناطیسی را متناسب با شکل سیم پیچ تعیین نمود.

     E-Bomb و تروریسم

     بمب الکترومغناطیسی با توجه به ساختار ساده ای که دارد,مورد توجه روزافزون تروریستها بوده و سلاح مخرب ودست یافتنی برای آنان به حساب می آید.هر چند هنوز هیچگونه از استفاده تروریستی این بمب گزارشی ارائه نشده است,ولی حدس زده می شود سلاح بالقوه ومورد توجه تروریستها باشد. خصوصا آنکه می توان با استفاده محدود و جهت داده شده به آنتن e-bomb از آن در حمله های تروریستی به یک سازمان یا اتومبیل خاص نیز بهره جست.دیوید شرینر از نیروی دریایی آمریکا در کنگره ای در سال 1998 گفت:با هزینه ای کمتر از 400 دلار و با استفاده از کوئل اتومبیل,باطری و پمپسوخت و چند وسیله دیگر و صرف یک هفته وقت یک e-bomb دست ساز ساخته است که در شعاع 15 متری عمل می نماید و این بیانگر سهولت دستیابی به فناوری ساخت چنین بمبی است.

     مجله تایمز هم در شماره ژانویه 2003 خود به نقل از رونالد رامسفلد وزیر جنگ آمریکا اعلام نمود در آغاز جنگ آمریکا با صدام,انفجار یک بمب 2 میلیارد واتی مغناطیسی صدام را کاملا فلج نمود.و این دقیقا اتفاقی بود که در جنگ آمریکا با عراق اتفاق افتاد و عملا کلیه تجهیزات الکترونیکی ارتش عراق وحتی رادیو و تلویزیون این کشور در آغاز جنگ قبل از هر تحرکی به وسیله سلاح الکترونیکی فلج گردید.

برگرفته از وبلاگ مرد الکترونيکي؛

      

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/07ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) | 
سلام

هدف از ایجاد و ارائه این وبلاگ بیان پدیده ها و قوانین فیزیک جهت آشنایی شما با این علم می باشد . لذا آمادگی خود را جهت پذیرش هر گونه همکاری شما عزیزان اعلام می دارم

از شنیدن انتقادات و پیشنهادهای شما خوشحال خواهیم شد .

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/07ساعت   توسط علی _ ز ( منصور ) |